خرید بک لینک
مرغ سحر که ناله سر نکرد هیچ گویی در خواب هزار ساله خفته بود ! هرچه صدایش کردم جوابی نداد . . . به بالینش رفتم روبروی تلویزیون خوابش برده بود . 0 0 0 000 0 0 0 مارو از نظرات

برچسب: نویسنده: اشکان موسوی‌پور تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 17:59

حکایتی از سعدی بازرگانی را شنیدم که صد و پنجاه شتر بار داشت و چهل بنده خدمتکار شبی در جزیره کیش مرا به حجره خویش در آورد همهشب نیارمید از سخنهای پریشان گفتن که فلان انبارم به ترکستانو فلان بضاعت به ه

برچسب: نویسنده: اشکان موسوی‌پور تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 17:59

غوک اثر ویکتور هوگو ما چه میدانیم ؟ راز موجودات جهان را که میداند ؟ آفتاب غروب ، از میان ابرهای سرخ خورشید می درخشید . پایان روزی طوفانی بود ، و باران در مجمر س

برچسب: نویسنده: اشکان موسوی‌پور تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 17:59

پادشاه ابله و ندیم هوشیار پادشاهی به ندیم خود گفت که نام ابلهان این شهر را بنویس . گفت: شرط کن که نام هر کس را بنویسم ، مرا به خاطر آن مواخذه نکنی. پادشاه گفت: باشد. ندیم ابتدا نام پادشاه را نوشت

برچسب: نویسنده: اشکان موسوی‌پور تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 17:59

چشم انداز در کشور ژاپن مرد ثروتمندی زندگی می کرد که از درد چشم خواب نداشت و برای مداوای چشم دردش انواع درمان و داروها را امتحان کرده بود اما پاسخ چندانی نگرفته بود. وی پس از مشاوره با پزشکان و متخصصان

برچسب: نویسنده: اشکان موسوی‌پور تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 17:59

معرفی کتاب راز فال ورقنویسنده : یوستین گوردرراز فال ورق نام کتابیست نوشته یوستین گوردر نویسنده نروژی. این کتاب در ۵۳ فصل نوشته شده و هر یک از فصلهای آن به نام یکی از برگهای ورق نامگذاری شده است.

برچسب: نویسنده: اشکان موسوی‌پور تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 17:59

معما شماره 2 قاتلی که محکوم به مرگ شده باید یکی از این سه اتاق را انتخاب کند: 1- در اتاق اول آتش شعله می کشد2- اتاق دوم پر از قاتل با تفنگ های پر است 3- در اتاق سوم یک گله از شیرها وجود داردکه سه س

برچسب: نویسنده: اشکان موسوی‌پور تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 17:59

معما شماره 3

- چه تعداد از هر حیوان به داخل کشتی حضرت موسی برده شد ؟

جواب در ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: اشکان موسوی‌پور تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 17:59

معلم یک کودکستان به بچههای کلاس گفت که میخواهد باآنها بازی کند. او به آنها گفت که فردا هر کدام یک کیسهپلاستیکی بردارند و درون آن به تعداد آدمهایی که از آنها بدشان میآید، سیبزمینی بریزند و با

برچسب: نویسنده: اشکان موسوی‌پور تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 17:59

صفحه بندی